ادای دینی به آهنگ محبوب ام
بوی خون می دهم اما خونی نمی چکد . ملافه های صورتی زیر تن ام چروک خورده اند . پتو را گاز می گیرم و به کوسن ها چنگ می زنم . دو روز است که این درد بی پدر امان ام را بریده . من از تبار استفراغ ام ... نه خون ! غروب است و از توی هال صدای زنگ اوو-وو می آید . این یعنی که نازی دوباره از سر کار برگشته خانه . صدای ممتد زنگ اوو – وو به شدت آزار دهنده است . مامان دست اش بند است . پاسخ نمی دهد . نازی ول نمی کند این اوو – ووی لعنتی را . به خودم می پیچم . داد می زنم :
« یکی جواب اونو بده »
... صدایم را نمی شنوند . هدفون ها را فرو می کنم توی گوشم .
-" الان چی آرومم می کنه؟"
می دانم چه می خواهم . اما نمی دانم وقتش رسیده یا نه ؟ قرار است دوباره صدای ناله ی پیک آن پسره ی لعنتی روی سیمهای گیتار فندر الکتریکش مرا یاد همسر سابق ام بیندازد ؟
نمی دانم ...
مقاومت می کنم . مغاومط ...
مشت می کوبم به ران هایم ... انگشت های پاهایم یخ کرده اند و سفید شده اند . من مرده ام تقریبن...
لعنت به زن / به زن / به زن
تهوع ول ام نمی کند . بوی خون می دهم . نازی مدام زنگ می زند و مادر دارد مرغ ها را تکه پاره می کند . تصورش می کنم . خون مرغ ها می چکد توی صورت اش . روی کاشی های سفید و نقره ای آشپزخانه . روی ملافه های من . نازی ول نمی کند . دل ام می خواهد بروم لپ تاپ پدر را از پنجره ی هال پرت کنم وسط خیابان . دل ام می خواهد صدای گیبسون الکتریک اسنوئی وایت را ببلعم . ولی قرار است صدای ضجه های واترز مرا یاد همسر سابق ام بیندازد .
آخرین بار قریب به یک سال پیش بود که شنیدم اش . میان همه ی آن مکافات ممتد . میان همه ی آن چه کنم – چه کنم ها . ودکای خالص را بی هیچ طعم مجاوری سر کشیدم . تلخی و تیزی اش انگار که سوار یک آسانسور پر سرعت شده باشد مثل تیر رها شده ، کاملن قائمه به سمت مغزم بالا رفت و پخش شد . تمام سرم را گرفت . گوش هایم می سوخت و دنیا دور سرم می گشت . از خانه اش آمدم بیرون . با ترکیب صدای نرم گیبسون اسنوئی وایت و ناله های خش دار فندر دویل برامهال و ضجه های واترز . شب بود و غیر از آن نگهبان فیلیپینی پرنده ای در محوطه ی خانه اش پر نمی زد . راه می رفتم و زار می زدم ... لعنت به این شیوه ی مستی . تمامی نداشت .... لیلی راست می گفت . مست که باشی ، نت های پنهان را بهتر می گیری . مست که باشی ، موسیقی بیشتر پرواز می دهد ات . پرتاب ات می کند جایی که دیگر انگار راه بازگشت ات را بلد نیستی .
نازی همچنان دارد روی اوو – وو زنگ می زند و مادر دارد مرغ ها را می کشد . همه جا بوی خون می آید . صدای زنگ مزخرف اوو – وو مثل مته دارد مغز یخ زده ام را سوراخ می کند .
: دوست داشتی الان به جای من کی پیشت خوابیده بود ؟
:: دویل برامهال دوم !
: شما دخترا همه تون عین همین
به جهنم ! اصلن بگذار یادش بیفتم . اصلن بگذار یادم بیفتد که اسفند هشتاد و پنج ، از وسط کنسرت واترز به چه مصیبتی تلفن کرد تهران تا صدای سلوی آخر این آهنگ لعنتی را بشنوم .
: صدا میاد ؟
:: آره ... می شنوم
: خیلی جات خالیه خلاصه .
:: چی؟ بلند تر بگو .
: گفتم : هاو آ ویش یو ور هی یر ! (۱)
بشکن !
هدفون ها را فرو کردم توی گوشم .
بوی خون می آمد . واترز ، سلام مشهور اول را که گفت ، تلخی ودکای نخورده ام انگار که سوار یک آسانسور پر سرعت شده باشد بطور کاملن قائمه به سمت مغز یخ کرده ام هجوم برد و همه جایش را گرفت .
Now I've got that feeling once again
I can't explain you would not understand
This is not how I am
:: لعنت به تو برامهال ! لعنت !
: نفسته ! نه ؟
:: نچ ! فقط اون سولوی آخرو مرگ آور می زنه بی شرف !
: دروغ می گی ! جونت براش در میاد .
:: هه !
: حاضر بودی هر چی داری بدی ولی الان تو بغلش غلت می زدی . انکار نکن .
:: ولم کن بابا .
خون نمی چکد . خون می چکاند . جان می ستاند . خاطره آزارم می دهد . چهار دقیقه ی پایانی این موسیقی (۲) نیز . ولی من مدام تکرارش می کنم تا درد تمام شود . مثل زخم هایی که با بریده ی لیمو ترش التیامشان می دادم . مشت می کوبم به ران هایم . به دیوار مجاور تخت ام . به سینه ی مردانه ی برامهال تا تو دوباره حسود شوی .
چهار دقیقه ی پایانی این موسیقی ، آن هم نوازی بی بدیل نرم گیبسون الکتریک اسنوئی وایت با ناله های خش دار فندر مشکی دویل برامهال دوم ، روزی برای من لذت صرف بود و حالا ، فارماکون افلاطون است . زهر و پاد زهر ...
از درد دارم به خودم می پیچم . تمام ملافه ی صورتی ، زیر تن ام جمع شده . اتاق تاریک است و احتمالن نازی هنوز دارد روی اوو – وو زنگ می زند ( هدفون هنوز توی گوشم است ) بوی خون نچکیده می آید . مچاله شدم گوشه ی تخت و با پاشنه های رنگ پریده و یخ کرده ام به دیوار مجاور تخت می کوبم و صدای سولوی برامهال تگزاسی را با سرنگ زیر پوست ام تزریق می کنم .
I have become comfortably numb
۱) How I wish you were here / by : Pink Floyd
2)
Comfortably Numb (First recorded in 1979 ) Composed by : Roger Waters , David Gilmour /Performed in "In the Flesh" tour , live 2000
Roger Waters : Bass guitar, acoustic & electric guitar, lead vocals.
Doyle Bramhall II : Guitars, vocals.
Andy Fairweather Low : Guitars, bass guitar, vocals.
Snowy White : Guitars.
Andy Wallace : Keyboards, Hammond organ.
Jon Carin : Keyboards, lap steel, programming, acoustic guitar, vocals.
Katie Kissoon : Vocals.
Susannah Melvoin : Vocals.
P. P. Arnold : Vocals.
Graham Broad : Drums, percussion.